شب نگار
  
 
 
مرداد 1384
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
 
آرشیو

کسب درآمد اینترنتی کسب درآمد اینترنتی
با کمتر از ۲ ساعت کار در روز درآمدی معادل ۹۰۰.۰۰۰ تومان داشته باشید
سریال گمشدگان
معروف‌ترین سریال جهان
پرفروش‌ترین سریال جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 13 مرداد ماه سال 1384
خوشا آنون که از پا سر ندونند
وبلاگ مثل مریم دات بلاگ فا دات کام رو می خوندم ... این مریمی هنوز صحبت از تغییر رشته می کنه ... کار خیلی خوبیه اگه درست فکر کنی ... رشته اگه رشته باشه باید روزبروز بیشتر جذبت کنه ... وقتی آدم غرق در رشته ی خاصیه و علاقمند نمی شه بهش خب به درد اون نمی خوره دیگه .... ولی ...
ولی خب زندگی همیشه تصمیمات درست نیست ... ریسک پذیری و بی خیال خیلی چیزها شدن (مهمترینش مدرک ) خیلی جرات می خواد ... گرچه کار درستیه ولی کجدار و مریز رفتار کردن اگرچه از هوش به دوره ولی جهان سومه دیگه یهو ممکنه بره تو پاچه ی آدم ... توصیه نمی کنم و خودم هم فکر نمی کنم از این ریسک ها بکنم ...
ولی ....
ولی خوشا آنون که از پا سر ندونند .
عجب روزگاری علافی خوبیه این روزگار ... دوران بعد از فارغ التحصیلی ار دوره های درخشان زندگی آدم به حساب می آد بخصوص اگه آدم در آینده احساس خوشبختی بکنه ...
ریفلاکس اسید معده به مری این حقیر بد بالا زده .... عدم رعایت رژیم غذایی مناسب بخصوص کافئین و سیگار احتمال فراوان سرطان مری رو در آینده مطرح می کنه ....
یه چیزی پریروزا یکی از دوستانم می گفت یا خودم می گفتم که فاصله ی ایمان لذت بخش تا کفر خیال راحت خیلی مرز باریکیه ... تو مایه های مرز ظریف بین نبوغ و جنون .
دعای هفته رو هم بخونیم و شب خوش :
خدایا ! آنگونه که با ۴ مرغ بر قله ی ۴ کوه ایمان ابراهیم را به معاد تمام کردی نصیب ما هم بگردان .

 
چهارشنبه 12 مرداد ماه سال 1384
دیگه شیطونی بسه
اکبر گنجی همچنان در طبقه ی دوازدهم بیمارستان میلاد در اعتصاب غذاست و بگفته همسرش از حال ناخوش او ،از فریادهای بیصدای او ،از زمین افتادن او فیلم می گیرند و لابد در محافل خصوصی خود فروریختن یک مرد را به تماشا می نشینند ...غافل از اینکه در فروریختن یک مرد عیان شدن ققنوس وار یک ابر مرد را نمی توانند دید .
قاضی مقدس ترور شد . از امروز یا دیروز او در قافله ی شهدا جا دارد . ترور کار بدی است . این مرد که مرد ( اولی بفتح میم دومی بضم میم ) ۳ فرزند داشت که سومی همین ۵ روز پیش متولد شد . قطعا در زندگی خانوادگی مثل همه ی مردم همسری بوده برای همسرش ،پدری بوده که بچه هایش با شنیدن صدای در خانه پر می کشیدند برای بوسیدنش و بوییدنش . گرفتن جان یک انسان اینگونه نادرست است . ترور طبق تمام معیارهای انسانی مردود است . و علاوه بر این مثل تمام ترورهای این چند سال که اغلب هم مجاهدین مسوولیتش را به عهده دارند بیش از همه به سود آنهایی است که می خواهند فضا را امنیتی کنند . فعلا جان گنجی می تواند خیلی راحتتر گرفته شود . چشم به جای چشم .
سعید نیرو عضو ستاد دکتر معین در خورموج که بدلیل انفجار بمب در ستاد ایشان در بیمارستان بستری بود دیروز درگذشت . جوان ۱۹ ساله . قربانی حمله تروریستی به ستاد دکتر معین . خیلی دردناک است . خیلی وقتها آدم کاری می کند که واقف است به ریسک ها و خطراتش . گنجی از آن اواخر قبل از بازداشت از بازی مرگ سخن می گفت ولی یک جوان ۱۹ ساله که قربانی گرم شدن تنور انتخابات شده ......؟؟!!
دوباره داره حالم از سیاست بهم می خوره ... طبق معمول این چند ماه دوباره تصمیم گرفته ام که بکشم بیرون از این داستان . زندگی خود آدم در یک مملکت گل و بلبل اینقدر موضوع انتقادی ملموس دارد که می شود به آنها پرداخت و شاید اثرش یشتر هم باشد . اینهمه سایت سیاسی .
تف به ذات پدر بدذات هرچی پدرسگه .

 
دوشنبه 10 مرداد ماه سال 1384
راه نو
یادمان هست در سالهای اول بعد از دوم خرداد در شرایطی که بخاطر بهت و شوک ناشی از آرای ۲۰ میلیونی خاتمی نشریات واقعا خوبی روی دکه بود . جامعه و بعد توس ، پیام امروز ،ایران فردا ، جامعه سالم ،آدینه ،که این ۴ تا از دوران قبل باشیوه ای جسورانه تر حضور داشتند و یک هقته نامه که شنبه ها می آمد به مدیر مسوولی اکبر گنجی فردی که از او فقط می دانستیم به خاطر یک سخنرانی در دانشگاه شیراز در مورد فاشیسم مدتی زندانی بوده است ... بعد وقتی می خواستند از زندان بیرونش بیاورند نمی آمده و می گفته بای بررسی شود که چرا اینهمه وقت در زندان بوده ام ... در نشریه راه نو گنجی آنچنان متعهد به راه خاتمی و جنبش دوم خرداد بود که حتی به نقد گروه روزنامه جامعه و نبوی هم می پرداخت که چرا در یکی از مطالب طنز خاتمی را سردار شرمندگی نام برده اند ... گذشت و گذشت تا بهمان سرعتی که راه نو جایش را در میان جامعه روشنفکری و دانشجویی باز می کرد توقیف شد .... البته آنهایی که آن زمان را بیاد دارند می دانند که توقیف یک روزنامه یا مجله در آن زمان به استناد قانون اقدامات تامینی نبود و هیات منصفه ای بود هرچند با حضور امثال عسگراولادی و قضاوتی می شد ... به هرجال راه نو توقیف شد و گنجی تازه شروع کرده بود ... بقیه ماجرا ها را به یاد داریم ... گنجی بعد از توقیف راه نو مطلبی نوشت با عنوان نگاهی به جنبش فاشیستی در ایران بد نیست پاراگرافی از این مطلب را در اینجا بازخوانی کنیم :
شاید بتوان راه نو را بست .اما شهروندان راه نو های تازه ای باز خواهند کرد .آدمیان در افق وجودی و تاریخشان همیشه راه نو های جدیدی خواهند گشود که هیچ تمامت خواهی را توان بستن آن نیست .
اسارت انسانها در راه کهنه ای است که فقط به بن بست ختم می شود :بستن قلمها ،مطبوعات،کتابفروشیها، کلاسها،بیوت ،ذهنها،دهانها،چشمها،گوشها و راهها.
اما بشریت با بیرون آمدن از دوران صغارت و جسارت یافتن جهت به کار گیری فهم و خرد خویش به روشنگری و آزادی می رسد .آزادی روشی است معین جهت رسیدن به نتایجی نا معین .با گشایش یک راه نو افقهای جدیدی بر آدمیان گشوده می شود ولی هیچ کس نمی داند و نمی تواند تضمین بدهد که این راه نو به کجا ختم می شود .پذیرش منطق گفتگو و عقلانیت انتقادی تنها زوایای راه نوهای جدید است .بدون نفی خشونت هیچ چیز امکان ندارد :حتی عقلانیت و دینداری .

واو بازهم اولین کسی بود که راه نو دیگری برویمان گشود .تو را بجان بچه هایت بمان برایمان گنجی . هنوز خیلی راه نو مانده که بگشاییشان مرد (بفتح میم ) .
دوشنبه اواسط امرداد هشتاد و چهار خورشیدی ...یک گوشه ی این دنیا

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 17405


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها